خرید بک لینک

 

اسم همستر من مومو بود. البته هم بهش یه چیزی میگفتند مانند جان کوچولو حنایی و....

 

من 6 ماه بودکه بااوزندگی می کردم .موموخیلی خوشگل نازملوس وباادب بود.

هروقت از خونش میاوردمش بیرون دستشویی نمی کرد

تااینکه یک روز درحادثه اتش سوزی جان باخت . وقتی اورادیدم اشک هایم سرازیر شد .

وازبی نفسی دهانش واز مانده بود .

لطفا برای شادی روحش نظربدهید.

 

 

برچسب: نویسنده: فاطمه بستاکی تاريخ: سه شنبه 4 تير 1392 ساعت: 14:13

صفحه بندی